أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

395

تجارب الأمم ( فارسى )

اسحاق طبرى [ 1 ] كه اكنون از شاهدان است [ 2 ] ، در رى به جاى خود نزد وشمگير بنهاد . پس احمد گزارش هميارى مرداويج و وشمگير را در بدخواهى بويه براى او بنوشت ، كه مرداويج براى همين كار و بسيج سپاه بر ضد او به رى نزد برادرش آمده است . على بن بويه كه ترسيده بود ، از كرج به سوى اصفهان رهسپار شد * تا به مظفر بن ياقوت پناهنده شود . در اين هنگام در سپاه مظفر بن ياقوت هفتصد مرد ديلمى به سردارى فنا خسرو [ 3 ] پدر حسن ديلمى بود كه روزگارى در بغداد سرپرستى پليس را داشته است . پس چون به اصفهان نزديك شد ، مظفر بن ياقوت براى جلوگيرى او بيرون آمد ، با اينكه پيرامن چهار هزار مرد همراه داشت به سبب دشمنى كه برخى ديلميان با فنا خسرو داشتند و براى او مىزدند ، در ميان ايشان دو دستگى رخ داد و دو رگه‌ها [ 4 ] از جنگ دست كشيدند . مظفر بن ياقوت به فارس كه پدرش ياقوت در آنجا بود بگريخت . پيرامون چهار صد تن از آن ديلميان به على بن بويه پناهنده شدند تا شمار يارانش به هفتصد رسيد ، ولى او اصفهان را با سيصد تن گرفته بود . چون گزارش به مرداويج رسيد ، برادر خود وشمگير را براى گرفتن او فرستاد ، كه چون به اصفهان نزديك شد ، على بن بويه آنجا را رها كرده با احتياط به سوى ارجان رفت ، زيرا كه او اكنون در ميان سپاه ياقوت كه در فارس بود ، و ميان پسرش محمد بن ياقوت كه در رامهرمز بود ، جامى گرفت ، پس ايشان او را سبك مغز و فرومايه انگاشتند . او در ارجان فرود آمد و بماند و براى ياقوت نامه نوشت . او از خراج ارجان دو ميليون درم بدست آورد و جز آن گنجينه‌هائى را نيز بيافت و كارهاى خود را رو به راه كرد ، تا به كرمان رود و

--> [ ( 1 - ) ] ابراهيم بن احمد بن محمد « الوزراء ص 63 » . [ ( 2 - ) ] M : شاهد و جمع آن شهود گروهى از مردم بودند كه به راستگوئى شهرت مىيافتند و براى گواهى دادن به دادگاهها خوانده مىشدند . در خ 5 : 154 مانند آن نزد مانويان ( بهار - مانى ص 33 ) شاهدان و سرشناسان در كنار هم نهاده شده‌اند . - 6 : 390 . [ ( 3 - ) ] M . متن : و وجهم فناخسره والد الحسن . . . مشكويه ، در همه جا خسرو را « خسره » مىنويسد . [ ( 4 - ) ] M . متن : فتقاعد المولدون . . .